السيد الخميني (مترجم: اسلامى)
289
تحرير الوسيلة (فارسى)
همان نيّت برخى از اجزاى نماز را بخواند ، سپس به نيّت اوّلش برگردد و به آنچه ( با آن نيّت ) آورده اكتفا كند [ و نمازش را تمام كند ] و اگر [ بعد از آن نيّت ] ، بدون آنكه چيزى از نماز را انجام دهد ، به نيّت اوّلش برگردد [ يعنى مثلا فورا از نيّت قطع كردن برگردد و نماز را تمام كند ] باطل نمىشود ، كما اينكه اگر نماز را با همان نيّت تمام كند ، يا بعض اجزاى آن را در همان حال بخواند ، در حالى كه توجّه نداشته است كه آن با نماز منافات دارد [ و آن را باطل مىكند ] ، بنابر اقوا ، نمازش باطل نيست . و احتياط ( مستحب ) آن است كه در تمام اين صورتها ، همان نماز را تمام كند ، سپس اعاده نمايد . ( 1 ) مسألهء 11 - اگر نمازگزار كه مشغول خواندن نماز است شك كند كه اين نماز را به عنوان ظهر نيّت كرده يا به عنوان عصر و [ از طرفى ] مىداند كه نماز ظهر را نخوانده است ، در صورتى كه وقت مختصّ نماز عصر نباشد ، بايد قصد كند كه همان نماز ، نماز ظهرش باشد [ و آن را به نيّت ظهر تمام كند ] ، و همچنين است بنابر اقوا اگر در خواندن نماز ظهر شك داشته باشد [ كه قصد مىكند اين نماز ، نماز ظهرش باشد ] ولى در وقت اختصاصى نماز عصر ( اگر شك كند كه اين نمازى را كه مشغول خواندن آن است از ابتدا به نيّت ظهر شروع كرده يا به نيّت عصر ) چنانچه مىداند كه نماز عصر را نخوانده است ، بايد دست از آن بردارد ، و اگر ( حدّ اقل ) وقت براى يك ركعت باشد ، بايد نماز عصر را از نو شروع كند و بعد از آن ، نماز ظهر را قضا نمايد و اگر ( به اين اندازه هم ) وقت نباشد ، بايد دست از آن بردارد و هر دو نماز را قضا نمايد ، و ( در اين صورت دوّم ) احتياطى كه بايد ترك نشود آن است كه اگر برسد ، قسمتى از يك ركعت را در وقت بخواند ، همان نماز را به عنوان عصر تمام كند ، سپس هر دو را قضا نمايد . [ و در فرضى كه در وقت اختصاصى عصر است ] چنانچه نداند نماز ظهر را خوانده يا نه ، بعيد نيست كه جايز باشد به شكّش اعتناء نكند [ و بنا را بر خواندن نماز ظهر بگذارد ، و نسبت به نماز عصر به تفصيل بالا عمل نمايد ] ، ليكن احتياط آن است كه نماز ظهر را هم قضا نمايد و اگر بداند كه قبلا نماز ظهر را خوانده ، بايد از آن نماز دست بكشد و نماز عصر را از نو شروع نمايد ، ولى اگر خود را مشغول خواندن نماز عصر مىبيند و ليكن شك دارد كه از اوّل ، آن را به عنوان عصر ، نيّت كرده يا به عنوان ظهر ، بايد بنا بگذارد كه از اوّل ، قصد نماز عصر نموده است . ( 2 ) مسألهء 12 - در چند مورد ، از نمازى به نماز ديگر مىتواند عدول نمايد . [ 1 ] از آن جمله - در دو نمازى كه بين آنها ترتيب هست ، مثل نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا وقتى سهوا يا از روى فراموشى قبل از خواندن نماز اوّل ( ظهر يا مغرب ) وارد نماز دوّم [ عصر يا عشا ] شود ، كه در صورتى كه در اثنا يادش بيايد و از محل عدول نگذشته باشد ، بايد به نماز اوّل عدول نمايد ، بر خلاف آن كه بعد از نماز يا بعد از گذشتن محلّ عدول يادش بيايد مثل آنكه داخل ركوع ركعت چهارم نماز عشا شده باشد و يادش بيايد كه نماز مغرب را نخوانده است كه چنين موردى جاى عدول نيست و در فرض اوّل كه بعد از نماز يادش آمده ، نماز دوّم ( يعنى عشايى را كه خوانده است ) صحيح است ، و بايد بعد از آن نماز اوّل ( يعنى مغرب ) را بخواند ، بلكه در فرض دوّم [ بعد از داخل شدن در ركوع . . . ] هم ، صحّت نماز عشا خالى از قوّت نيست [ پس بايد آن را به عنوان عشا تمام نموده و بعد از آن فقط نماز مغرب را بخواند ] هر چند احتياط آن است كه آن نماز عشا را تمام كند ، سپس نماز مغرب و عشا را به ترتيب بجا آورد و همچنين است وضع دو نمازى كه قضا شده و بين آنها ترتيب هست ، مثل آنكه نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا از يك روز قضا شوند و شروع در قضاى آنها كند و قضاى نماز دوم ( يعنى عصر يا عشا ) را قبل از قضاى نماز اوّل ( يعنى ظهر يا مغرب ) شروع كند و در اثنا يادش بيايد ، بلكه احتياط اگر اقوا نباشد آنست كه در كليّهء نمازهاى قضا شده [ اگر چه ترتيب بين اداى آنها نباشد ] ، همين حكم جريان دارد .
--> [ 1 ] البته در بعضى موارد كه خواهد آمد ، عدول واجب است .